السيد ابن طاووس ( مترجم : بخشايشي )

49

اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي )

معنى آية اين است كه اگر از يارى رسول خدا ( ص ) تخلف كنيد ودر خانه بنشينيد ، با دست خود به سوى بدبختى وهلاكت رفته أيد وخداوند را بر خود غضبناك ساخته أيد . در واقع اين آية رد بر ما بود كه تصميم داشتيم در خانه خود بمانيم . اين آية تحريض بر جنگ با دشمنان اسلام است وهرگز در حق كسى كه به دشمن حمله كند وأصحاب خود را نيز براي شهادت ورسيدن به اجر آخرت ، تحريك واقدام به جهاد في سبيل الله كند نازل نگشته است . " ما در مقدمه كتاب گفتيم كه اولياى خدا در راه حق ، از جراحات شمشير ونيزه وحشت ندارند ومطالب ديگرى كه در اين كتاب بازگو مىكنيم ، پرده از حقايق اين موضوع برمىدارد . مهاجرت حسين ( ع ) از مدينه محدثان پس از شرح ملاقاة حسين ( ع ) با وليد بن عتبه ومروان مىنويسند : صبح همان روز كه سوم شعبان سال 60 هجرى بود ، حسين ( ع ) به سوى مكة حركت كرد وبقيه ماه شعبان ورمضان وشوال وذى قعده را در مكة به سر برد . عبد الله بن عباس وعبد الله بن زبير ، به خدمتش مشرف شدند وآن حضرت را از رفتن بر حذر داشتند . حسين ( ع ) فرمود : " من از رسول خدا ( ص ) دستوري دارم كه بايد آن را انجام دهم . " ابن عباس از نزد حسين ( ع ) بيرون آمد ودر بين راه " وا حسيناه " مىگفت . پس از آن عبد الله بن عمر آمد وگفت : " بهتر آن است كه با مردم گمراه صلح كنى واقدام به جنگ نفرمايى . " فرمود : " اما علمت أن من هوان الدنيا على الله ان رأس يحيى بن زكريا اهدى إلى بغى من بغايا بني إسرائيل " " مگر نمىدانى كه از پستى دنيا بود كه سر يحيى را براي گردنكشى از گردنكشان بنى اسراييل به هديه بردند ؟ آيا نمىدانى كه بنى اسراييل از طلوع فجر تا بر آمدن آفتاب ، هفتاد پيغمبر را مىكشتند وسپس به بازار آمده وبه معاملات وخريد وفروش خود مشغول مىشدند وگويا هيچ كارى را انجام نداده اند ؟